یلدا بلندترین شبه سال...
شاید از نظر علمی و زمانی خیلی تفاوتی نداشته باشه ولی امسال واسه من ک داره خیلی طول میکشه. باید ب شکله خوبی رقم میخورد و ادامه پیدا میکرد ولی ازونجایی ک هروقت من یچیزیو خاستم بهش نرسیدم، شک نداشتم ک اینم مثه باقیه خواسته ها و ارزوهام ب ثمر نمیرسه. مثه خیلی چیزایی ک تا حالا خواستم و نرسیدم و چیزایی ک میخوامو شک ندارم ک ب اونام نمیرسم.
امسال یلدا ب جرات میتونم بگم تنهاترین ادمه رو زمینم. نه اونی ک بایدو تونستم ببینمو شبمو با اون بگذرونم و نه مادربزرگی ک بتونم برم خونش و غصه ها و بدبختیامو بدون اینکه براش بگم فراموش کنم و حالمو خوب کنه.
بی نهایت دلم برا مامان بزرگم تنگ شده. برا اینکه برم خونش و همش برام چیزای خوشمزه بیاره با اون پای پره دردش
ادم دلشو ب چی خوش کنه واقعا...
ازت بدم میاد یلدا جان که بازم باعث شدی همه ی ناراحتیای زندگیم یادم بیاد باعث شدی ک احساس کنم چقد چیزایی ک خاستمو بدست نیاوردم.
این بار نمیدونم یک ملیونو چندمه ک از خدا خواستم ک این اخرین شبه کوفتی ای باشه ک کنارم نیست و من احساس بدبختی و تنهایی میکنم.
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
تاريخ: جمعه
1 دی
1396 ساعت: 10:12